نام هاله اسفندیاری را اولین بار وقتی شنیدم که در ایران دستگیرشده بود .زنی به دیدار مادر پیرش می رود و دستگیر می شود .بعد هم مصاحبه و اعترافات تلویزیونی که من ندیدم فقط خبرهایش را در سایت ها شنیدم که طبق معمول اعتراف بود به جاسوسی و براندازی و ..
آن روزها عکسی که از او میدیدم پیرزنی فرتوت بود و دستپاچه و مضطرب .
اما ۲۴ مارچ خانمی زیبا و خوش پوش به نام خانم هاله اسفندیاری که حدود سه ماه در کشور خودش زندانی کشیده بود در دانشگاه نوادا سخنرانی داشت .من هم رفتم و دیدمش .از طرف انجمن طرفدار صلح دعوت شده بود و در طول سخنرانی به جز از صلح و گفتگو حرفی نزد و حتی طیق امار و تحلیل های جالبی که می داد میگفت که اقای احمدی نژاد پیروز منطقه است و ...
خانم هاله اسفندیاری در کشور خودش به زندان می رود تا مجبور به اعتراف به جاسوسی شود .و در کشور دشمن ازادانه می تواند عقاید ش را بگوید و همه شنوندگان هم بدون کوچکترین اعتراضی به حرفهایش گوش بدهند .هاله اسنفدیاری حتی در جواب سئوالی که یک دانشجوی امریکایی پرسید که ما چطور می توانیم احساس امنیت کنیم وقتی اقای احمدی نژاد هلوکاست را انکار میکند و...
گفت این ها حرف است شما نباید خودتان را با این حرفها اذیت کنید .
جلسه که تمام شد گیج بودم .توی کشور دشمن به رئیس جمهور دشمن و سیستم حکومتی دشمن اعتراض کنی اما توی کشور خودت حق حرف زدن نداشته باشی و تورا مجبور به اعتراف دروغ کنند .
.واقعا کسی می تو اند به من بگوید دشمن یعنی ....چه ؟
+ نوشته شده توسط منیرو روانیپور در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت
20:44 |