دلم نمی خواهد این اختاپوس تا اینجا گریبان مرا بگیرد و رها نکند ...اماخبرها دائم می رسد و من با صدای هر زنگی از جا می پرم ..کاری جز گفتن از دستم بر نمی اید اما تا دور خودم بچرخم و بچرخم و مثل همیشه ندانم از کجا خورده ام این گفتن هم تاثیرش را از دست می دهد دیروز با یکی از مسئولان دانشگاه حرف زد م می خواستم چیزی بنویسم در باره دانشجویان ایرانی که به هر بهانه شلاق می خورند گفت تابستان است و کلاسها تعطیل ...
یعنی همه این خبرها راست است ؟ واقعا تصویر زن اعدام شده را نشان داده اند ان هم جان کندنش را ؟این ادمها که مردم را تشویق به خشونت میکنند ازچه مهربانی و رئوفتی حرف می زنند ؟ایا حاضرند روزی روزگاری فرزندان انها تاوان حماقت و جهالت و شیادی انها را بدهد فکر میکنند دنیا همیشه همین جور می ماند همیشه در قدرت باقی می مانند همیشه می توانند مردم را به سیخ بکشند ...ای وای یادم امد به ان مطلبی که درست دوشب قبل از انتخابات نوشته بود م مردمی که با سرنوشت خودش شوخی میکند اخر و عاقبتش همین می شود که هست .
+ نوشته شده توسط منیرو روانیپور در جمعه دوازدهم مرداد 1386 و ساعت
0:3 |

