تبليغاتX
یادداشت‌های منیرو روانی‌پور
"کتابهایی که نیویورک تایمز هرهفته به عنوان  پرفروش معرفی میکند اغلب به درد نمی خورند  گاهی اتفاقی یکی دو تا کتاب قابل قبول می بینی ولی بیشتر انها را نمی توانی بخوانی غیر قابل تحملند "

این را ریچارد ویلی میگوید وقتی قدم زنان می رویم تا برسیم به  تالار سخنرانی .هوا مثل همیشه گرم نیست و از ان روزی که به او کلک زدم و سئوال پیچش کردم بدون اینکه بگویم می خواهم باهاش مصاحبه کنم یک ماهی میگذرد .

ازش پرسیدم می توانی پنج تا از بهترین کتابهای دنیا را نام ببری ؟

گفت : چه کتابی

گفتم رمان هرچه که به کارتو و من مربوط می شود اما مقصودم بیشتر رمان است

گفت از این سئوال متنفرم چون هیچ کتابی بهترین نیست یک بار می خوانی و

گفتم  جنگ و صلح

اها اونو قبول دارم

صد سال تنهایی

اوه نه از ان کتابهاست که می توانی ان را یک بار بخوانی

داستایوسکی چطور

قابل قبول است اما عالی نیست

من عاشق کارهای داستایوسکی هستم

فاکنر چی کتاب خشم و هیاهو ...

خوب اون هم خوبه اما میدونی اولین و اخرین کتاب برای من کتاب مقدس است همه داستانها  از این کتاب امده بیرون

خیال میکنم یک کتاب دیگر هم هست

می ایستد هوا خیلی گرم است و نویسنده ۶۲ساله امریکایی کلافه است

چه کتابی ؟

هزار ویک شب

درسته کاملا موافقم

دلم می خواهد بگویم که می خواهم ارام ارام نویسندگان دور برم را به خوانندگان وب لاگم معرفی کنم دلم می خواهد بگویم که دارم ازش حرف میکشم اما به ساختمان ادبیات داستانی رسیده ایم و دوستان منتظر

وقتی بر میگردیم به دفتر کارمان میگویم

ریچارد راجع به باد بادک باز چه فکر میکنی؟

میگوید این یکی ازان کتابهای قابل قبول است که خیلی اتفاقی بست سلر هم شده

ببین ریچارد خیال میکنم این نامردیه که بهت نگم دارم باهات مصاحبه میکنم برای وب سایتم

روی صندلی برای لحظه ای می ماند با تعجب نگاهم میکند می پرسم چرا انقدر محکم گفتی از این سئوال متنفرم گرمت بود ..

خندید : نه ولی واقعا متنفرم چون خیلی از کتابها را می خوانی و تمام می شه

وقتی یک رمان می خوانی به چه چیزش بیشتر فکر میکنی -مقصودم اینه که چه چیزش برات جالبه

وقتی رمانی را می خوانم بیشتر به ساختار کار نگاه میکنم شکلی که با ان داستان را پیش برده  کتابهایی که نیویورک تایمز معرفی میکند  خیلی وحشتناکند  انگار سریال تلویزیونی ..بدبختانه تو امریکا فرهنگ فرهگ سریالهای تلویزیونی است نه فرهنگ ادبیات واقعی

ریچارد مرز میان ادبیات واقعی و انچه تو بهش ادبیات درپیتی میگویی چیه ؟

 

کتابهای چا پ شده ریچارد ویلی

1-Solldiers in Hiding

2-Fools Gold

3-Festival For 3000 Maidens

4-Ahmeds Revenge

5-Commodore Perry s Minstrel show

 

 

 

(اادامه مصاحبه درپست بعدی )

+ نوشته شده توسط منیرو روانی‌پور در جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 20:36 |
د رجهانی کاملا متفاوت هستم .دنیایی که ثانیه به ثانیه اش ارزشمند است .اینجا نمی توانی لم بدهی و کارت را به فردا و پس فردا حواله کنی ...ناگهان می بینی کار روی سرت تلنبار شده امروز دست به دامن دوستی شدم که دراین جا بزرگ شده ازش پرسیدم چطور می توانم نظمی به کارهایم بدهم ...ما در فضایی کاملا هردمبیل و بی نظم بزرگ شده ایم ...دستپاچگی اولین نتیجه این نوع زندگی است وقتی به یک دنیای مدرن و پر از کار می رسی ...

واقعیت این است امریکا یعنی کار و جان کندن ...دیروز پسرم امتحان داشت باید قوانین مدرسه را می خواند و امتحان می داد یادم به بچه هایی که درایران اعدام می شوند افتاد بچه هایی که باهم دعوا میکنند و بدون اینکه قوانین دولتی را بدانند مرتکب خطا می شوند بعد به زندان می افتد و در انتظار هیجد ه سالگی تا مجازات شوند ...این جا چنان نظم هولناکی بر قرار است که ادم -ادمی مثل من دچار اضطراب می شود ...تقلا میکنم که عقب نمانم اما خواندن این همه کتاب به انگلیسی و نوشتن مقاله و سخنرانی ان هم به دو زبان کار طاقت فرسایی می طلبد .یازده سپتامبر توی دانشگاه همایش نویسندگان افریقایی بود من و بابک هم دعوت شدیم برنده جایزه نوبل اقای wole soyinka هم بود با چهار نویسنده دیگر افریقایی. نمی دانم از کارهای سوینکا  چیزی ترجمه شده است یانه نویسندگان نسل جدید افریقایی اغلب دنباله روی خانم گوردیمر هستند که می دانم دو تا از کتابهایش به همت شیریق دقیقیان در ایران ترجمه شده غیراز نویسندگان افریقایی نویسدگان دیگری هم بودند نویسنده ای از کرواسی که میگوید اقای امرایی با او تماس گرفته و کارهایش را ترجمه میکند یک نویسندَه  از جاما ئیکا و یک نویسنده جوان امریکایی که از نیویورک امده و این جا بورس نه ماهه دارد و اما  Richard Wiley هم بود که یک مجموعه داستان و پنج رمان دارد و ماه دیگر برای بازدید محله ایکه که در  رمان جدیدش هست به خاورمیانه می رود  او برنده جایزه فاکنر است .با این نویسنده بحث مفصلی کرده ام که در اولین فرصت روی وب میگذارم فقط وقتی به او گفتم که سالینجر نویسنده محبوب نویسندگان ایرانی است قاه قاه خندید و گفت چرا مارک تواین نیست ...

اینجا لشکری از نویسندگان می نویسند نگاهها و علائق با سلیقه ها و نگاهها ی ما به شدت متفاوت است .

جای همه شما خالی بعدا ز جلسه برای شام به رستوران رفتیم .و انجا هم بحث بود برسر مسائل مشترکی که نویسندگان جهان به هرحال در هر کجا که باشند دارند .

+ نوشته شده توسط منیرو روانی‌پور در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 21:20 |
من این مقاله بهنود را خیلی دوست دارم .نمی دانم  می توانم لینکش را برای شما بگذارم یانه .

مشاور یعنی این

+ نوشته شده توسط منیرو روانی‌پور در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت 19:29 |