تبليغاتX
یادداشت‌های منیرو روانی‌پور

ای وای

 

         آنا

 

               اخما

 

                      تووا

 

 

      صد سال پیش بود که همین جا نشسته بودی

 

                                            همین جاُ ، که من ایستاده ام

 

                                                   و

 

                                          فکر میکردی که عاشقی

 

                                                            یا

 

                                                           خا.ئنی

 

                                                               یا

 

                                                                    فارغ

 

                                             نه فراغتی در کار نیست

 

                                                                   فراقی اما

 

                                                        فراخ فراخ فراخ

 

                                     همه ما در جامه های فراخ به استقبال 

  

                                                    باد می رویم        

                              تا باد ا

 

                                 ز پیراهنمان باد بانی بسازد و مارا

 

                                           در صحرای نواداد به حرکت دراورد

 

 

                                              قایق به شن نشسته مارا

+ نوشته شده توسط منیرو روانی‌پور در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 21:35 |
این مقاله قائد را بخوانید http://www.mghaed.com/essays/farewell/signor_f_humanite.1.htm

و معمای ایران عباس عبدیhttp://www.ayande.ir/1387/02/post_505.html

نمیدانم چرا سایت اقای معماریان بسته است .کسی می   تواند جواب بدهد آدرسش عوض شده ؟

+ نوشته شده توسط منیرو روانی‌پور در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:17 |
۱

-نامه یعقوب یادعلی را روی وب نمی گذارم و به هم زبانان خودم نمی دهم چرا که هرکدام از ما پیشینه ای داریم و این پیشینه می تواند مورد سو ء استفاده  قرار بگیرد و نویسنده را بیشتر زیر ضرب ببرد .

2-لطفا توی قسمت کامنت ها به دیگران توهین نکنید من واقعا وقت اضافی ندارم که هرلحظه بیایم و کامنت های  ناجور را حذف کنم .

3-مدتها ست که عشق سالهای وبا  نوشته مارکز جزو کتابهای پر فروش امریکا ست .دوروز پیش فیلمش را از فروشگاه محله امان گرفتم و نگاه کردم .فضا فضای کتابهای مارکز است باهمان زنانی که این نویسنده می افریند جوری که خداوند تبارک و تعالی هم انگشت به دهان می ماند .بازیگر اصلی فیلم همان هنرپیشه ایست که در سرزمینی برای پیرمردها نیست بازی میکرد .واین جا هم بازی درخشانی دارد فیلم کار سال 2007 است . اگرروزگاری داستایوفسکی میگفت  فقط در زندان بود که فهمیدم  خلوت ادمی ارزشمند تر از ازادی است، امروز هم مارکز میگوید زندگی بدون عشق یعنی وبا و اگر عاشق باشی وبا و طاعون هم نمی توانند با تو کاری کنند ..

4- این هفته مجموعه داستان چومپا لاهیری جزو پر فروشهای نیویورک تایمز بود و هفته پیش همین هفته نامه روی جلدش عکسی از این نویسنده انداخته بود که مستوجب هزار شلاق بود ...زیبا و لربا ..

5-از میان نویسندگان داخل کشور فقط شیوا ارسطویی است که در ایستادن جلو دوربین دقت میکند و به تما شگر بینوا هم اهمیت می دهد ...من هر وقت عکس اورا می بینم کیف میکنم

۶-و این هم سایت خانمی که دومیلیون و نیم دلار به بیناد استادفورد کمک مالی کرده خانم دریابری ایرانی است تحصیل کرده و زیباست ومدرسه ای در افعانستان و درفلسطین ساخته است و ...http://www.uniquezanfoundation.org/

+ نوشته شده توسط منیرو روانی‌پور در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 21:59 |
الیاس خوری از سال ۱۹۴۸ شروع کرد .یهوشوا بیشتر در باره سال۱۹۶۷ حرف می زد .خانواده یهو شوا از سال ۱۹۰۰ به اورشلیم امده اند .سئوال الیاس کو ری  این بود چرا از سال ۴۸ حرفی نمی زنی ؟اعتقاد داشت که به خاطر  حواد ث  این سال اسرائیل حتما باید عذر خواهی کند .از  روستاهای ویران شده گفت و کوچ دسته جمعی فلسطینیان از زادگاه خود .الیاس خوری گفت ما متاسفانه قربانی کسانی هستیم که خودشان قربانی بوده اند و بعد اشاره کرد به حرف مارگریت دوراس بعد از جنگ جهانی دوم که وقتی خبرنگاری ازش پرسید کجایی هستی ؟گفت  یهودی  .

الیاس خوری گفت همه ما می دانیم که مارگریت دوراس یهودی  نبوداما به لحاظ فجایعی که رخ داده بود خود را یهودی اعلام میکرد و حق هم داشت .اما   بازمانده همین قربانیان کسان دیگری را قربانی کردند و از زادگاه خود راندند.بدون اینکه انها کوچکترین تاثیری در روند جنگ هیتلری  داشته باشند و باز امار و ارقامی بود که الیاس خوری می داد .همین جا بود که یهو شوا به او گفت تو دروِغ  گویی و امار دروع میگویی و خوری ارام گفت تو حق ندار ی مرا دروغ  گو بد انی  باید   د از این سرزمین بروید  و بعد صدایش را بلند کرد و گفت از این سرزمین بیرون بروید قومی نزدیک صد سال  است   میخواهد  به سر  زمین  خودش   برگردد.

یهوا شوا گفت هیچ کس مانع بازگشت انها نیست ومن و بسیاری از دوستانم می دانیم که جز در کنار هم زندگی کردن و با صلح زندگی کردن راه دیگری پیش رویمان نیست من درمیان عربها دوستانی دارم که از یهودی ها به من نزدیک ترند .الیاس خوری هم گفت دوستان یهودی من از برادر به من نزدیکتر ند  این را همه می دانند امابه من نگویئدکه این سرزمین یست که خداوند قولش را به قومی داده است پای خدا را به میان نکشید و قدرت را به خدا ندهید .گر می خواهید جنگ تمام شود .چراکه خدا نامیراست و می تواند تا ابدلاباد بجنگد و جان همه را بگیرد .( در این قسمت همه برای الیاس خوری دست زدند و خنده تمام سالن را پر کرد )الیاس خوری گفت دو هزار سال بیشتر از ان تاریخی که قوم یهود از این سرزمین رفت یا تبعید شد گذشته و شما هنوز حرف بازگشت قوم یهود رامی زنید چطور انتظار دارید قوم دیگری بعد ازلا هشتاد سال زادگاهش را فراموش کند

ادامه دارد

+ نوشته شده توسط منیرو روانی‌پور در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:19 |
این کتاب الیاس خوری است دروازه خورشید

وقتی جلسه تمام شد نوبت به امضا کتاب رسید  هنوز از روی صندلی اش بلند نشده بود که رفتم و به خاطر حرفهایی که زده بود ازش تشکر کردم نه فقط به خاطر انچه که گفت بلکه به خاطر ارامشی که داشت هنگام حرف زدن و شیطنتی که بکار می برد و خنده ای که برلبان مردم می نشاند فقط یک جاعصبانی شد    انهم وقتی  بود که یهو شوا  گفت که تو دروغ میگویی اول ارام گفت که تو حق نداری به من بگویی دروغگو  ولی بعد کنترل خودش را از دست داد و داد زد که شما باید از این سرزمین بیرون بروید .هوله سونیکا یا سونیجا وسط انها نشسته بود و به شوخی ساعت مچی را که کنارش گذاشته بود به انها نشان داد و گفت من فقط وقت نگه دارم کاردیگری نمیکنم انوقت به یهوشوا گفت که تو پانزده دقیقه وقت داری که حرف بزنی

.یهو شوا خیلی عصبی و هیچان زده بود اما تحلیل سیاسی جالبی داشت میگفت همه جنگها تمام شده همه غوغاها به پایان رسیده و فقط مسئله اسرائیل و فلسطین است که هنوز به سرانجامی نرسیده و هیچ کس هم کمک نمیکند که سرانجامی بگیرد .اعتقاد داشت که یک ایالت به نام ایالت فلسطین بایدتشکیل شود  و ارتش غیر دولتی باید خلع سلاح شود و اسرائیل به رسمیت شناخته شود و نیزمعتقد بود که درچنگ ۱۹۶۷ اسرائیل اشتباه کرده و باید سرزمین های اشعالی را پس بدهد همان طور که با مصر و با اردن روابط دوستانه دارد با دیگر کشورها ی  عربی هم روابط دوستانه بر قرار کند .میگفت امریکا و کشورهای بزرگ باید دست به دست هم بدهند و این مسئله راحل کنند .یهو شوا  به ایرانهم اشاره کرد و اینکه کشوری بسیار قدرتمند است و ریئس جمهورش گفته که اسرائیل باید نابود شود .یهو شوا گفت ما در محاصره کشورهای عربی هستیم و درتیررس جمهوری اسلامی که دارد هسته ای می شود ..

 بهو شوا بیشتر سیاسی حرف زد اما الیاس کوری از ابتدای حرفهایش گفت که من یک نویسنده هستم و از نگاه یک نویسنده به جریان نگاه میکنم ونماینده هیچ کس هم نیستم جزخودم .

ادامه دارد

+ نوشته شده توسط منیرو روانی‌پور در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:58 |
۱- جلسه  الیاس خوری و یهو شوا دیروز با هشت دقیقه تاخیر برگذار شد .این بهترین نشستی  است  که طی این یک سال و چند ماهی که اینجا هستم  دیده ام .

مفصل در باره ان می نویسم .

۲- نامه ای که به اقای احمدی نژاد نوشته ام  در باره یعقوب یادعلی  د رحال گرفتن امضا است و متن فارسی اش را هم میگذارم روی وب که دوستان نویسنده اگرخواستند ان را امضا کنند .

۳- از رابرت کوور نویسنده پست مدرنیست امریکایی نامه ای داشتم که ضمن امضا نامه من به نامه ای که پن نوشته و روی سایت خودش گذاشته ( برای امضا )اشاره میکند .

۳- این هم خبرهایی که  رابرت کوور فرستاده در باره یعقوب یادعلی .http://www.pen.org/viewmedia.php/prmMID/1688/prmID/1510

http://www.pen.org/viewmedia.php/prmMID/1688/prmID/1510

 

http://internationalpen.mindunit.co.uk/index.php?pid=33&aid=758&type=current

 

http://www.englishpen.org/writersinprison/bulletins/irannovelistsyaghoubyadalissentenceincreased/

 


+ نوشته شده توسط منیرو روانی‌پور در جمعه ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:48 |
امروز قرار است  الیاس خوری نویسنده فلسطینی ساکن بیروت و  یهوشوا نویسنده اسرائیلی ساکن اورشلیم باهم نشستی داشته باشند .کارت عکسهای انها جوری چاپ شده که انگار نویسنده اسرائیلی دستش را دور شانه نویسنده فلسطینی گذاشته  هردو در عکس می خندند اما دیروز که یک جلسه معارفه کوچکی  بود و هردو سخنرانی کوتاهی داشتند ُبه نظرم رسید که امروز باید  شاهد بحث تند و تیز و جنجالی  باشیم

.هرچند الیاس خووری گفت که گستره ادبیات یعنی گستره زندگی و انسانیت و هرکس می خواهد برای  دیدن دعو او جنگ بیاید فردا در جلسه شرکت نکند چون جنگی در کار نخواهد بود  -الیاس خووری  بسیار نرم و انسانی حرف زد و یهو شوا که حداقل سی کتاب دارد حرفهای جالبی از دوران کودکی اش زد که با همسایگان عربش نه تنها دوست بودند بلکه باهم رفت و امد خانوادگی هم داشتند. او از پنج نسل پیش ساکن اورشلیم است خیلی پیش از اینکه  سازمان ملل یاهرگرو ه و دسته دیگری تصمیم بگیرند که خانه و کاشانه ای برای اوراگان یهودی درست کنند .یهو شوا میگفت همیشه این فکر دردناک با من هست که اگریهودیان ایالتی برای خود داشتند هیچ وقت مسئله هولوکاست پیش نمی امد ..و نیز به این اشاره کرد که بعد  ازدور هم جمع شدن یهودیان در فلسطین یا اسرائیل زبان عبری که یک زبان مرده ای بود و فقط برای دعا و نیایش بکار می رفت مثل زبان لاتین تبدیل به یک زبان زنده شد و حالا نویسندگان زیادی با این زبان می نویسند .یهوشوا  به صهیونیست ها هم حمله کرد اماانقدر خودش هیجان زده شده بود و لهجه اش بدتر که راستش نفهمیدم چه میگوید فقط جمله اخرش را به یاد دارم که گفت همانطور که به  دوستان یهودی انتقاد دارم به دوستان عرب هم معترضم .

راستش حرفهای نویسنده فلسطینی بیشتر درباره ادبیات بود . از مرگ مولف حرف می زد در ان لحظه ای که دیگر خواننده از نو کتاب را می نویسد و می نویسد ..الیاس خووری بیش از بیست کتاب  دارد و یکی از رمانهایش برنده جایزه نیویورک تایمر است .

همه این را گفتم تا برسم به اقای صفار هرندی وامثال او که با سانسور و ارعاب هنرمندان و نویسندگان ایران و اواره کردن انها .  زبان زنده ای راکه حداقل هفتاد ملیون نفر با ان حرف می زنند به زبانی مرده  تبدیل می کنند  

+ نوشته شده توسط منیرو روانی‌پور در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:32 |