ای وای
آنا
اخما
تووا
صد سال پیش بود که همین جا نشسته بودی
همین جاُ ، که من ایستاده ام
و
فکر میکردی که عاشقی
یا
خا.ئنی
یا
فارغ
نه فراغتی در کار نیست
فراقی اما
فراخ فراخ فراخ
همه ما در جامه های فراخ به استقبال
باد می رویم
تا باد ا
ز پیراهنمان باد بانی بسازد و مارا
در صحرای نواداد به حرکت دراورد
قایق به شن نشسته مارا

