تبليغاتX
يادداشت‌های منیرو روانی‌پور - مازکز و فوئنتیس
فردا کالوس فوئنتیس  توی همین تالار بغلی سخنرانی دارد .درباره کتابش مرگ ارتیموکروز  حرف می زند ....اما سخنرانی به زبان اسپانیایی است ...

سخنرانی اش ساعت شش شرو ع می شود ساعتی که اداره هواشناسی اعلام کرده سرد ترین  ساعت در سردترین روزصد سال اخیر خواهد بود ....مواظب گوشهایتان باشید که یخ نزند بیفتد ....فردا فکر میکنم سی درجه زیر صفرخواهد بود و اگر شما بودید می رفتید ....؟

سه تا داستان نوشته ام مجبورم اسم دوتای انها را به انگلیسی  بنویسم۱ بعدا میگویم چرا)

وwho is an American و ٌٌٌW here are you from

با اینکه هر لحظه با خواندن مطالب داور نبوی و عباس عبدی و محمدقائد و مسعود بهنود کله پا می شوم و نگران ...اما به هرحال کار خودم را میکنم ...دلم می خواهد از عباس عبدی بپرسم واقعا ادم چکار باید بکند ...

...خواسته است برای ستقبال  از مارکز از         اهل  غرق  من در  نماشکاهی که قرار است مورد         بازدید ایشان قرار بگیرد پوستر درست کند ...من حرفی ندارم ولی مارکز برای چه دارد به کشوری می رود که نویسندگانش هرکدام اواره یک دیار شده و میشوند ؟اقای مارکز بدون اهل غرق هم می اید و می رود او نماینده جاوز وکاسترو ست نه چیز دیگر ....اگر روزی روزگاری نویسنده صد سال تنهایی به کشور ما امد درست...    انوقت ادم  می تواند از  فسانه باورها و داستانهای خودش هم بگوید اما میزبان او حالا کسانی هستند که چشمانشان را روی بدبختی ها و ویرانی های کشور ما بسته اند ...من با نماینده چاوز کاری ندارم و اورا نمی شناسم.

 

+  6 Feb 2007ساعت 9:20 PM   منیرو روانی‌پور