روز جمعه ساعت چهار گرد هم ایی یک ساعته بود توی دانشگاه که بازدید کنندهای امسال یک دیگر را می دیدند و باهم اشنا می شدند ...بازدید کننده ها از افریقا ..چین ...ایران ...روسیه ...بودند ....خوب بایک چینی که زبان نمی داند زبان انگلیسی چطورمی توانیم حرف بزنیم با یک روسی چطور ؟ وان روسی اگر استاد دانشگاه باشد و پسر خروچف چی ؟..خوب ۱-زبان اول زبان ظاهر ادمی است ...لباسها اروپایی است اما چطور می توانی پسر خروچف را با یک امریکای جدا کنی ..مردی که قد بلندی دارد و چشمانی ابی ...خوب نزدیک تر می شوی چهره نشانه های دوری از یک سر زمین خاص دارد و رفتار و حرکاتش ان رهایی و بی نیازی نیو انگلندی ها را ندارد ومی پرسی کجایی هستی ....او ه...شانزده سال است این جا درس می دهد در همین پرویدنس خوب روسی است و پسر خروچف این را دوستی با کلام می گوید انوقت تو شرو ع میکنی با هر اسمی که می بری حالت نگاه عوض می شود حرکت دست تغییر میکند و....این حرکات این تاریک و روشن شدن حدقه چشم این به دور دستها نگاهکردن این بریده بریده حرف زدن جویدن کلمات در دهان مال ادمی است که می ترسد و نمی خواهد همه حرفها را بزند ...پسر خروچف میگوید من راجت می توانم بروم و بیایم اما تو این شانزده سا ل وقت نکرده ام ...جلاالخالق ...زبان رفتاری ادمهایی که درمیحطهای بسته و پلیسی زندگی کرده اند و از راه دور هم کنتر ل می شوند چقدر شبیه هم است ....۰(بازهم در این باره حرف می زنیم (