تبليغاتX
يادداشت‌های منیرو روانی‌پور - برای دوستی که از رویاهای کودکی نوشته
وقتی از زبان حرف می زنم مقصودم فقط کلماتی نیست که با حروف الفبا شکل می گیرند رویاهای هر کسی می تواند زبان او باشد ...همان طورکه رویاهای یک ملت زبان یک ملت است ....البته مردم این کرده خاکی زبان مشترکی هم دارند زبانی که در ناخوداگاه  ما جا خوش کرده و هر از گاهی خودش را نشان می دهد ...بشر سمبلهای مشترک فراوان دارد اما من از تفاوت سمبلها میگویم و از تفاوت رویاها ...از ان زمانی که رویاها تفسیر شدند زمان زیادی گذشته است ...این زبان پنهان و صادق --زبان رویاها ---در حل بسیاری از مسائل کا ر گشا تر از زبان عادی و روزمره ای است که ادمها در هر قوم و قبیله ای با ان حرف می زنند ...زبان رفتاری هم زبان دیگری است که بی واسطه می تواند تفسیر شود و خودش را اشکار کند ...خوب شاید باید مثالی بزنم ....

روز جمعه  ساعت چهار گرد هم ایی یک ساعته بود توی دانشگاه که بازدید کنندهای امسال یک دیگر را می دیدند و باهم اشنا می شدند ...بازدید کننده ها از افریقا ..چین ...ایران ...روسیه ...بودند ....خوب بایک چینی که زبان نمی داند زبان انگلیسی چطورمی توانیم حرف بزنیم با یک روسی چطور ؟ وان روسی اگر استاد دانشگاه باشد و پسر خروچف چی ؟..خوب ۱-زبان اول زبان ظاهر ادمی است ...لباسها اروپایی است اما چطور می توانی پسر خروچف را با یک امریکای جدا کنی ..مردی که قد بلندی دارد و چشمانی ابی ...خوب نزدیک تر می شوی چهره نشانه های دوری از یک سر زمین خاص دارد و رفتار و حرکاتش ان رهایی و بی نیازی نیو انگلندی ها را ندارد  ومی پرسی کجایی هستی ....او ه...شانزده سال است این جا درس می دهد در همین پرویدنس   خوب روسی است و پسر خروچف این را دوستی با کلام می گوید انوقت تو شرو ع میکنی با هر اسمی که می بری حالت نگاه عوض می شود حرکت دست تغییر میکند و....این حرکات این تاریک و روشن شدن حدقه چشم این به دور دستها نگاهکردن این بریده بریده حرف زدن جویدن کلمات در دهان مال ادمی است که می ترسد و نمی خواهد همه حرفها را بزند ...پسر خروچف میگوید من راجت می توانم بروم و بیایم اما تو این شانزده سا ل وقت نکرده ام ...جلاالخالق ...زبان رفتاری ادمهایی که درمیحطهای بسته و پلیسی زندگی کرده اند و از راه دور هم کنتر ل می شوند چقدر شبیه هم است ....۰(بازهم در این باره  حرف می زنیم (

+  13 Feb 2007ساعت 7:12 PM   منیرو روانی‌پور